Tuesday, January 8, 2013

نامه زانیار ولقمان مرادی محکوم به اعدام از زندان رجایی شهر



ما از همان ابتدا تاکیدمان بر بی‌گناهی بوده و خود شما و دیگران می‌دانید که این همه قصه که از پس داستان پردازیهای امنیتی و اعترافات بدست آمده تحت آن همه شکنجه‌های سخت و فشارها و روزهای تلخ بازجویی و سلول انفرادی است... نامه زانیار ولقمان مرادی محکوم به اعدام از داخل زندان به شاکی پرونده امام جمعه مریوان امام جمعه شهر مریوان، چندی پیش ما لقمان و زانیار مرادی مطلع شدیدم که شما در سخنانی بر اهمیت گذشت و بخشش و آثار معنوی و اخلاقی آن بر فرد در جامعه اشاره کرده‌اید. هم از محکومین خواسته‌اید که برای بخشش و گذشت زمینه‌سازی بکنند و هم از شاکیان خواسته‌اید که بر اساس آنچه توصیه تاکید شده‌ی دینی و اخلاقی است و با بخشش و گذشت گامهای موثری برای جامعه بهتر و اخلاقی‌تر بر دارند. راستش ما در موقعیتی هستیم که این این سخنان را از هر کسی بشنویم مایل به شنیدن چند باره و بیانش برای شاکیانمان در پرونده‌ایی هستیم که متاسفانه هر روز بر سختی و تلخی تحمل کیفر بر بی‌گناهیمان افزوده می‌شود . در رهایی از این وضعیت بی تردید موانعی همچون عدم بخشش شاکی ، غفلت یا سختگیری و یا توصیه‌های دینی و اخلاقی چون عفو و گذشت از همان ابتدا دیده شده است و چه جای تعجب و برای ما تاسف است که آنکه توصیه می‌کند عمل نکرده است. ما از همان ابتدا تاکیدمان بر بی‌گناهی بوده و خود شما و دیگران می‌دانید که این همه قصه که از پس داستان پردازیهای امنیتی و اعترافات بدست آمده تحت آن همه شکنجه‌های سخت و فشارها و روزهای تلخ بازجویی و سلول انفرادی است چه حقیتی را پوشانید و چه دورغ و تسویه حسابهای شخصی و گروهی و کینه و نفرت استوار کرد اما با وجود این هیچگاه برای خود سخت نمی‌دانیم که اگر تصوری نادرست یا دستکاری شده به شیطنت دیگران تقصیر و گناهی را متوجه ما دانسته باشد علی‌الرغم تاکیدمان بر بی‌گناهی، عذر بخواهیم و برای بخشش و گذشت زمینه‌سازی بکنیم که بی‌تردید در پی این بخشش چه رفع خصومتها و کینه‌ها و چه ثبت دوستی و رفتار اخلافی خواهد بود. دوست داریم بگوییم که همیشه فکر می‌کنیم اگر اختلافی هست و مشکلی پیش آمده است یکی بی آنکه طرف دیگر بخواهد گامی را به حسن نیت بر می‌دارد تا امور سامان بگیرد. که در فرهنگ ما دور از حکمت و بی دلیل بخشش از بزرگان و عدم توجه به درخواست بخشش آن نگفته‌اند اما متاسفانه اینجا چه سنت غلطیست که حاکمان که برانداخته و بزرگان غفلت نموده‌اند. ماموستا مصطفی شیرزادی برای آنکه شائبه‌ایی و ذهن و گمان دیگر نرود و بر نیتمان تکرار می‌کنیم که انتظار داریم شما گامی برای حل این وضعیت و برای رهایی ما از این زندان و حکم اعدام بردارید و بر آنچه دعوت می‌کنید و آنچه بهتر میدانید عمل بکنید و جای چنین توصیه‌ایی به عمل شما مورد توجه دیگران قرار بگیرد. زانیار و لقمان مرادی – زندان رجایی شهر کرج

Monday, January 7, 2013

برای مادر، در غياب پدر، به بهانه مصاحبه جلال‌الدين فارسی با ر وزنامه اعتماد، آرمان رضاخانی

جلال‌الدین فارسی که مهدی کروبی او را جلال الدین قاتل می نامد در سال ۱۳۷۱ در طالقان، در پی نزاعی بر سر شکار پرندگان؛ محمدرضا رضاخانی (نویسنده و مترجم) را با اسلحه شکاری هدف قرار داد و به قتل رسانید. قوه قضائیه وقت به ریاست آیت الله محمدی یزدی این قتل را از نوع غیر عمد تشخیص داد. او کماکان خود را حامی احمدی نژاد می داند و پیش از این با پست خواندن میر حسین موسوی و شیخ مهدی کروبی معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در سال ۸۸ را دروغگو خطاب کرده بود. از وی نیز به عنوان یکی از یاران نزدیک قذافی یاد می شود که در جریان ربودن امام موسی صدر در لیبی قرار داشته است.


آرمان، فرزند محمد رضا رضاخانی، دانشجوی رشته مهندسی آی.تی، برگزيده ی دو سال پیاپی جشواره خوارزمی بوده. نخبه رياضيات ممتاز کشوری در المپياد رياضی، مکتشف قانونی در رياضی به نام قانون مربعات و مثلثات ”رضا خانی“ و مخترع جوان در زمينه هايی چون سازه های معماری و کمک آموزشی فرکتال است که در حوادث پس از انتخابات بیش از یکسال و نیم زندانی ۳۵۰ اوین و انفرادی ۲الف سپاه بوده است.


یادداشتی از آرمان رضاخانی به بهانه مصاحبه اخیر جلال الدین فارسی با روزنامه اعتماد به شرح زیر است:


به نام پروردگار آزادی


هنگامی که هنوز کودکی شیرخواره بودم، آن زمان که هنوز معنی خوبی و بدی، عدل و ظلم را نمیدانستم، نامزد اولین دوره ریاست جمهوری از پی تفریح به مراتع طالقان برای شکار رفته بود، به همان جایی که بنابر گردش روزگار پدر نیز حضور داشت، حضوری در باب ترجمه حال درختان و پرندگان. که ای که در دور دستها نشستهاید آب را گل نکنید! نکشید! نزنید! غارت نکنید! غافل از اینکه گرگ زاده گرگ شود گرچه با آدمی بزرگ شود. پدر دفاع از پرندگان برخاست و افسوس این واکنش به مزاج جلاد دین، جلال الدین فارسی یکی از اعضای حزب جمهوری اسلامی و از جمله پیشگامان انقلاب فرهنگی و یکی از انکار کنندگان تقلب در انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ خوش نیامد. فردی که آقای مهدی کروبی بعدها او را جلال الدین قاتل و جزء معدود سرنشینان قایق شکسته نظام معرفی می کند؛ شلیک کرد و کشت، بی آنکه بیاندیشد شاید زنی چشم به راه همسر یا فرزندانی دل تنگ دست محبتی باشند ، و این طالقان بود که شد قتلگاه پدر.

بعد از آن مادر، خواهر و من در اغوش ان ها در پی یافتن عدالت وعده داده شده انقلاب ۵۷ بودیم که گذرمان به دادگاههای نمایشی و فرمایشی افتاد. دادگاهی که جریان آن به یکی از جنجالی ترین و بحث برانگیز ترین پرونده های نظام قضایی ایران تبدیل شد. تاجایی که عباس عبدی -سردبیر روزنامه سلام- به عنوان روزنامه نگار پیگیر این پرونده در مقدمه کتاب محاکمه قانون به قلم وحید پوراستاد چنین می آورد: “از ابتدای کار قراین و شواهد تماما حکایت از ان می کرد که قرار نیست پرونده روال عادی را طی کند؛ مهمترین دلیل در اثبات این امر آزاد کردن فرد متهم به قتل عمد بود که علی الاصول در ایران سابقه نداشت. .. شاید دست اندر کاران امر فکر می کردند که صحیح نیست آقای فارسی اعدام شود.”

شاید برای نسل من باورش سخت باشد، چطور امکان دارد دستور آزادی فوری قاتلی با نظر شیخ محمد یزدی ریس وقت قوه قضاییه صادر شود؛ درحالی که سالها بعد هم حرفه او صادق لاریجانی -برادر چهارم لاریجانی ها- از شنیده شدن صدای فرزندی توسط مادرش جلوگیری می کند. می ستایم مجید را که توکلش بر خدا بود و نه به افرادی همچون شیخ محمد یزدی و صادق لاریجانی.

شیخ محمد یزدی که تشبیه او به شریح قاضی، ظلمی بزرگ در حق شریح است، همان است که خود در خطبه های نماز جمعه پایتخت می گفت : “من چون عصبانی مزاج هستم برخی دوستان توصیه می کنند کمتر صحبت کنم.” شیخی کم سواد و پرمدعا، که اکنون جزء افرادی است که ننگ حمایت از خامنه ای را به جان می خرد.


بگذرم ! پس ازمرگ مظلومانه پدر، با امید صبر کردیم، جوانه زدیم و دوباره سبز شدیم. هرچند پدر را به یاد ندارم، هرچند گرمای دستش را احساس نکردم ولی من آرمان فرزند “محمدرضا” هستم؛ همان که مردم ضامن کبکش خواندند. من هم مانند او و هزاران نفر دیگر برای دفاع از ایران بپا خواستیم و از ذلت و خواری دوری جستیم و “هیهات منالذلّه” را سرلوحه خویشتن قرار دادیم، درفش کاویانی علم کردیم ونه با سلاح گرم و چکاندن تیر، بلکه با قلم و فریاد خویش به مبارزه علیه ضحاکیان زمان شتافتیم. زمان گذشت و تاریخ باز تکرار شد، هم برای من و هم برای خیلی از هموطنان دادگاههای نمایشی و فرمایشی یکبار دیگر علم شدند. در این بیدادگاهها به من و هزاران تن از دوستداران این آب و خاک حکمهای ننگین اعدام، تبعید، زندان و شلاق داده اند، آری! این دستگاه معیوب قضا که با به هیچ انگاشتن خون پدر که علیه ظالم بلند شده بود، بعد از گرفتن او از ما؛ یکبار دیگر تیر کینه اش را به سوی خانواده ما نشانه گرفت. تیری که بیش از دوسال بین من و خانوادهام فاصله انداخته است. اگر چه این حکومت ظلم همچنان به پیش میراند ولی هرگز یک دیار به ظلم و جور نمی ماند برپا و استوار! بگذارید در آخر یادی هم بکنم از ستار بهشتی که مظلوم و غریبانه رفت و در وبلاگش نوشت:


“چراغ ظلم ظالم تا دم محشر نمی سوزد / اگر سوزد، شبی سوزد، شب دیگر نمی سوزد.”


و البته بهترین نشانه از رو به خاموشی رفتن آن چراغ، مصاحبه اخیر جلال الدین قاتل است که تلاش کرده با گفتن سخنانی به غایت بی پایه، خود را دچار عدم تعادل روانی نشان دهد تا در فردایی که نزدیک است، پاسخگوی جنایت خویش در طالقان نباشد.


گرگهاخوب بدانند، در این ایل غریب / گر پدر مرد ، تفنگ پدری هست هنوز

گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند / توی گهواره چوبی پسری هست هنوز

آب اگر نیست نترسید،که درقافله مان / دل دریایی وچشمان تری هست هنوز


مَن قَتَلَ نَفساً بِغَیر نَفَسٍ اَو فَسادَ فی اَلارضِ فکَأنَمّا قَتَلَ النَّاسَ جَمیعا

هر کس کسی را جز به قصاص قتل یا به جزای فساد در روی زمین بکشد مانند این است که همه مردم را کشته باشد.

«آیه شریفه ۳۲ سوره مبارکه مائده»


ترجمه آقای جلال الدین فارسی


http://news.gooya.com/politics/archives/2013/01/153093.php





Sunday, January 6, 2013

Political prisoners Zanyar Moradi and Loghman Moradi face imminent execution

News from Iran’s Gohardasht prison indicates that Kurdish prisoners Zanyar and Loghman Moradi face imminent execution and that he prosecutor general of Iranian Kurdistan has travelled to Gohardasht prison to carry out their execution.


Political prisoners in Gohardasht have called on all international human rights organization and bodies to take immediate measures to prevent the execution of Zanyar and Loghman Moradi.


http://neobservatory.org/human-rights/iran-execution-of-kurdish-dissidents-imminent/


https://www.facebook.com/photo.php?fbid=191951737611037&set=a.119479838191561.18231.100003886378604&type=1&theater




Saturday, January 5, 2013

سخنی درباره پیام تسلیت آقای خاتمی در ارتباط با مرگ آیت الله ت هرانی

سخنی درباره پیام تسلیت آقای خاتمی در ارتباط با مرگ آیت الله تهرانی صادرکننده فتوای ارتداد و مجوز قتل دگراندیشان و روشنفکران معترض به رفتار اقتدارگرایانه و مستبدانه نظام


آیا تسلیت گفتن آنهم با کلمات آنچنانی به صادرکننده فرمان قتل و ترور هموطنانمون نشانه ادب هرشخصی است؟! خوب چرا آقای خاتمی به خانواده صدام و قذافی تسلیت نگفت؟!! چرا اینقدر علاقه به گفتن تسلیت اونهم از نوع قاتلان وطنی داره مثل پیام تسلیتش به خلخالی و شکنجه گر معروف زندان اوین : لاجوردی !!!! و جالبه که آقای خاتمی پیام تسلیتی به خانواده های دانشجویان و هموطنانی که در حمله به کوی دانشگاه کشته شدند نداد!!! همانند خانواده های فرشته علیزاده فعال دانشجویی دانشگاه الزهرا که در جریان حمله به کوی دانشگاه بازداشت شد و او را با شکنجه زیاد شهید کردند و مادر فرشته علیزاده بر اثر فشارهای روحی سکته قلبی کرد و درگذشت (علی اکبر موسوی خوئینی نمایندهٔ مجلس ششم ۴ سال پس از واقعه ۱۸ تیر در همایشی که در دانشگاه امیرکبیر تهران برگزار شده بود، گفت علیزاده توسط ماموران امنیتی ربوده شد و هیچ نهادی مسئولیت آن‌را به عهده نمی‌گیرد) , تامی حامی فر را پس از حمله به خوابگاه دانشگاه شهید کردند,در جریان حمله به خوابگاه دانشجویان با باتوم و زنجیر به جان عزت الله ابراهیم نژاد افتادند و قوزک پا، ران، کتف و دو دست او را شکستند و پشت بدن او همه جای زنجیر بود و از فاصله یک متری به صورتش شلیک کردند و او را شهید کردند و بعدها در حالیکه او زیر خروارها خاک آرامیده بود قوه قضاییه برای عزت الله ابراهیم نژاد دادگاه تشکیل داد !!! و توسط دادگاه انقلاب متهم به «اقدام علیه امنیت ملی» شد!!! که این کار آنها برای مصونیت دادن به قاتلینش (بنا به شهادت شاهدان و گزارش ها, قاتلین او مسعود ده نمکی و مهدی صفری تبار، پسر امام جمعه اسلامشهر و چندین لباس شخصی دیگر) بود,تامی حامی فر که او را پس از حمله به خوابگاه دانشگاه شهید کردند, اکبر محمدی فعال دانشجویی رو پس از چند روز اعتصاب غذای خشک در زندان اوین زیر شکنجه به شهادت رساندند, راستی از سعید زینالی فعال دانشجویی رو که پس از حمله به خوابگاه دانشگاه تهران ربودند و تاکنون هیچ اطلاعی از زنده یا مرگ او در دست نیست و پس از دادخواهی مادر این دانشجو ربوده شده، او و دخترش تهدید و بازداشت شدند و باید این درد را در سکوت اجباری تحمل کنند چه خبر؟ که همان موقع آقای خاتمی گفت هیچ دانشجو زندانی نداریم !!


محمد رستگار


محمد خاتمی با صدور پیامی، درگذشت حاج آقا مجتبی تهرانی را این گونه به بیت وی و "اصحاب دیانت" و ارادتمندان آن مرحوم تسلیت گفت.


به گزارش تارنمای محمد خاتمی، متن کامل این پیام بدین شرح است:


بسم الله الرحمن الرحیم


حجت الاسلام والمسلمین جناب حاج حسین آقاتهرانی


رحلت عالم جلیل القدر، فقیه متبحر و معلم اخلاق و ادب، حضرت آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی رضوان الله علیه، خسارتی بزرگ برای علم و فضیلت بود که تنها لطف حضرت پروردگار می تواند آن را جبران کند.


من این مصیبت را به جناب عالی، بیت شریف تهرانی و همه بستگان داغدار و به همه اصحاب دیانت و فضیلت و علم و ارادتمندان آن بزرگوار تسلیت عرض می کنم و از پیشگاه حضرت حق جل و علی برای آن فقید سعید علو درجات و برای بازماندگان معزز صبر و اجر و سلامتی مسألت می کنم.


ایام عزت مستدام


سید محمد خاتمی


۱۴ دی ماه ۱۳۹۱





سخنی درباره پیام تسلیت آقای خاتمی در ارتباط با مرگ آیت الله ت هرانی

سخنی درباره پیام تسلیت آقای خاتمی در ارتباط با مرگ آیت الله تهرانی صادرکننده فتوای ارتداد و مجوز قتل دگراندیشان و روشنفکران معترض به رفتار اقتدارگرایانه و مستبدانه نظام


آیا تسلیت گفتن آنهم با کلمات آنچنانی به صادرکننده فرمان قتل و ترور هموطنانمون نشانه ادب هرشخصی است؟! خوب چرا آقای خاتمی به خانواده صدام و قذافی تسلیت نگفت؟!! چرا اینقدر علاقه به گفتن تسلیت اونهم از نوع قاتلان وطنی داره مثل پیام تسلیتش به خلخالی و شکنجه گر معروف زندان اوین : لاجوردی !!!! و جالبه که آقای خاتمی پیام تسلیتی به خانواده های دانشجویان و هموطنانی که در حمله به کوی دانشگاه کشته شدند نداد!!! همانند خانواده های فرشته علیزاده فعال دانشجویی دانشگاه الزهرا که در جریان حمله به کوی دانشگاه بازداشت شد و او را با شکنجه زیاد شهید کردند و مادر فرشته علیزاده بر اثر فشارهای روحی سکته قلبی کرد و درگذشت (علی اکبر موسوی خوئینی نمایندهٔ مجلس ششم ۴ سال پس از واقعه ۱۸ تیر در همایشی که در دانشگاه امیرکبیر تهران برگزار شده بود، گفت علیزاده توسط ماموران امنیتی ربوده شد و هیچ نهادی مسئولیت آن‌را به عهده نمی‌گیرد) , تامی حامی فر را پس از حمله به خوابگاه دانشگاه شهید کردند,در جریان حمله به خوابگاه دانشجویان با باتوم و زنجیر به جان عزت الله ابراهیم نژاد افتادند و قوزک پا، ران، کتف و دو دست او را شکستند و پشت بدن او همه جای زنجیر بود و از فاصله یک متری به صورتش شلیک کردند و او را شهید کردند و بعدها در حالیکه او زیر خروارها خاک آرامیده بود قوه قضاییه برای عزت الله ابراهیم نژاد دادگاه تشکیل داد !!! و توسط دادگاه انقلاب متهم به «اقدام علیه امنیت ملی» شد!!! که این کار آنها برای مصونیت دادن به قاتلینش (بنا به شهادت شاهدان و گزارش ها, قاتلین او مسعود ده نمکی و مهدی صفری تبار، پسر امام جمعه اسلامشهر و چندین لباس شخصی دیگر) بود,تامی حامی فر که او را پس از حمله به خوابگاه دانشگاه شهید کردند, اکبر محمدی فعال دانشجویی رو پس از چند روز اعتصاب غذای خشک در زندان اوین زیر شکنجه به شهادت رساندند, راستی از سعید زینالی فعال دانشجویی رو که پس از حمله به خوابگاه دانشگاه تهران ربودند و تاکنون هیچ اطلاعی از زنده یا مرگ او در دست نیست و پس از دادخواهی مادر این دانشجو ربوده شده، او و دخترش تهدید و بازداشت شدند و باید این درد را در سکوت اجباری تحمل کنند چه خبر؟ که همان موقع آقای خاتمی گفت هیچ دانشجو زندانی نداریم !!


محمد رستگار


محمد خاتمی با صدور پیامی، درگذشت حاج آقا مجتبی تهرانی را این گونه به بیت وی و "اصحاب دیانت" و ارادتمندان آن مرحوم تسلیت گفت.


به گزارش تارنمای محمد خاتمی، متن کامل این پیام بدین شرح است:


بسم الله الرحمن الرحیم


حجت الاسلام والمسلمین جناب حاج حسین آقاتهرانی


رحلت عالم جلیل القدر، فقیه متبحر و معلم اخلاق و ادب، حضرت آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی رضوان الله علیه، خسارتی بزرگ برای علم و فضیلت بود که تنها لطف حضرت پروردگار می تواند آن را جبران کند.


من این مصیبت را به جناب عالی، بیت شریف تهرانی و همه بستگان داغدار و به همه اصحاب دیانت و فضیلت و علم و ارادتمندان آن بزرگوار تسلیت عرض می کنم و از پیشگاه حضرت حق جل و علی برای آن فقید سعید علو درجات و برای بازماندگان معزز صبر و اجر و سلامتی مسألت می کنم.


ایام عزت مستدام


سید محمد خاتمی


۱۴ دی ماه ۱۳۹۱





Friday, January 4, 2013

Thursday, January 3, 2013

سعید ماسوری ۱۲ سال در زندان، بدون یک دقیقه مرخصی.



// با بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، با وجودی که دوازده سال از بازداشت سعید ماسوری زندانی سیاسی زندان رجایی شهر کرج می‌گذرد، مسئولین از دادن مرخصی به وی امتناع می‌کنند. مسئولین به خانواده این زندانی سیاسی گفته اند: "که بی‌دلیل تلاش نکنید، وزارت اطلاعات با مرخصی وی مخالفت میکند." سعید ماسوری در دی ماه سال ۱۳۷۹ به همراه غلام حسین کلبی به اتهام رابطه با سازمان مجاهدین خلق در شهرستان دزفول بازداشت و تا این لحظه را بدون هیچ‌گونه مرخصی در بازداشت‌گاه اداره اطلاعات اهواز، اوین و رجایی شهر سپری کرده است. سعید ماسوری در سال ۱۳۸۱ و در دادگاه انقلاب تهران به اعدام محکوم شد ولی در نهایت حکم وی به حبس ابد تقلیل پیدا کرد. سعید ماسوری از زمان دستگیری مدت ۱۴ ماه را در سلول انفرادی اداره اطلاعات اهواز سپری کرد و سپس او را به بند ۲۰۹ زندان اوین انتقال دادند.