Tuesday, December 3, 2013

پشیمانی گردشگر آلمانی از سفر به ایران



کریستین ایوان با کنار هم گذاشتن چند برگه کاغذ و چسباندن آن پشت شیشه ون خود، نوشته: «مدارک ما گم شده. یابنده مژدگانی خوبی دریافت خواهد کرد. ما فقط می‌خواهیم به خانه برویم.»


یک گردشگر آلمانی که با اعضای خانواده‌اش به ایران سفر کرده، در شهر کرج مورد دستبرد قرار گرفت و سرگردان شد.


به گزارش پارسینه، هنگامی که «کریستین ایوان» جمعه شب گذشته ون مرسدس بنز خود را در خیابان آتش‌نشانی شهرک بنفشه پارک کرده بود، سارقان دوربین، پول، کارت اعتباری، مدارک خودرو، گذرنامه‌ها و سایر مدارکی که در آلمان دارای اهمیت است را با خود بردند.



ایوان که که در شهر فرانکفورت مهندس‌عمران است، به روزنامه ایران گفته: «دوربین مداربسته یک ساختمان از سارقان تصویر گرفته و ویدئوی آن را در اختیار داریم، اما با این حال نیروی انتظامی گفت که نمی‌تواند برای شناسایی و بازداشت سارقان کمکی کند. ما هم فقط دو هفته دیگر فرصت داریم و بعد از آن باید به کشورمان بازگردیم».


این گردشگر با تاکید بر این که از ادامه برنامه خود برای سفر به کشورهای همسایه ایران بازمانده و آنها را لغو کرده، اظهار داشت: «من پول، دوربین و چیزهایی که سارقان برده‌اند را نمی‌خواهم. اصلا آنها را به دزدها هدیه می‌دهم، اما فقط می‌خواهم مدارکم را پس بدهند تا از دردسر رها شوم و آرامش به خانواده‌ام بازگردد. من از مردم کرج درخواست کمک دارم تا سارقان را شناسایی کنند».


کریستین ایوان با کنار هم گذاشتن چند برگه کاغذ و چسباندن آن پشت شیشه ون خود، تصمیم دارد تا سارقان را به پس آوردن مدارک تشویق کند. او روی این اطلاعیه کاغذی نوشته: «مدارک ما گم شده. یابنده مژدگانی خوبی دریافت خواهد کرد. ما فقط می‌خواهیم به خانه برویم.»



تصاویری که دوربین مداربسته یک ساختمان از سارقان ثبت کرده


92441 652 پشیمانی گردشگر آلمانی از سفر به ایران


92442 519 پشیمانی گردشگر آلمانی از سفر به ایران



بصیر نصیبی: ژیلا مهرجویی را جمهوری اسلامی سالها قبل کشته بود!

70910 بصیر نصیبی: ژیلا مهرجویی را جمهوری اسلامی سالها قبل کشته بود!



«این آلودگی هوا همه را دارد می‌کشد!» پس از انتظامی، فریاد مهرجویی در مراسم ختم خواهرش از آلودگی هوا: «چه شده که امپراطوری ۲۵۰۰ ساله ما به این جا رسیده؟»

گوهر خیراندیش: «دختر من هم دارد می‌میرد»

داریوش مهرجویی با اندوه و تاثر فراوان از درگذشت خواهرش (ژیلا مهرجویی طراح صحنه و لباس سینمای ایران) گفت: یک چیزی مرا کُفری می‌کند و آن این است که چه چیزی ژیلا را کشت؟!




ژیلا مهرجویی یکی از بنیان گذاران سینمای آزاد روز جمعه ۲۹ نوامبر ۲۰۱۳در بیمارستانی در تهران قلب بیمارش از حرکت ایستاد*و به خواب ابدی فرو رفت . بی بی‌سی در خبری کوتاه ودر چند سطر این اتفاق را منتشر کرد چند سایت دیگر هم همین خبر ناقص را با مختصری دستکاری از بی‌بی سی کپی کردند.

البته اگر ژیلا خواهر داریوش مهرجویی نبود شاید همین چند سطر هم در بی‌بی سی منعکس نمی شد. نام ژیلا در کارنامه سینمای آزادبا عنوان یکی از آغازگران جنبش سینمای آزاد ثبت شده است. خیلی خلاصه بگویم در ۱۱ مهر ۱۳۴۸ نخستین جلسه ی سینمای آزاد در کودکستانی با عنوان کاخ کودک که لئونید سروریان در اختیارمان گذاشت برگذار شد. ژیلا مهرجویی ،ابراهیم وحیدزاده ، ابراهیم فروزش، سعید محمدی و من این کلوب سینمایی را راه اندازی کردیم وخیلی زود، ما کار فیلم سازی را شروع کردیم و جنبش سینمای آزادبرپا شد و کلوب سینمایی مکانی شد برای نمایش آثاری که ما خود تولید کرده بودیم ویا آثار برجسته سینمای معاصر جهان.

بعد از مدتی ژیلا برای تکمیل تحصیلاتش در رشته سینما به فرانسه رفت،سعید محمدی مقیم انگلستان شد ،فروزش کارمند کانون پرورش فکری و ابراهیم وحید زاده هم به خدمت نظام وظیفه اعزام شد. من که از انجام وظیفه میهنی سرباز زده بودم ومدتها از ترس دژبان‌ها جرات نمی کردم از خانه بیرون بیایم سرانجام معافی گرفتم و سینمای آزاد را باید به تنهایی اداره می کردم در اوایل کار چندانی هم نبود وبعد یاران بسیاری همراه سینمای آزادشدند که بهتر است لینک کارنامه ی سینمای آزاد را منتشر کنیم تا هر کس دوست داشت خودش اطلاعات لازم را به دست بیاورد. سهیل سوزنی، رضا عدل.دوست مدرسه ی من ایرج تحویلی ، نسرین بهجو و…


معاشرت من با آنان که با هم سینمای آزاد را آغاز کردیم در حد وحدود کار مشترکمان بود اما ژیلا جدا از وظیفه مشترکمان در سینمای آزاد نزدیک‌ترین دوست من بود. دوست دیگر ژیلا سیمین هم درجمع ما بود ما اکثرا با هم بودیم.

نخستین بار که سینمای آزاد از طریق تلویزیون معرفی شد در برنامه‌ای بود با عنوان فانوش خیال من وژیلا در این برنامه شرکت کردیم وسینمای آزاد واهداف آنراشکافتیم. در همان اوایل کار ما باید با محالفین راهمان هم می جنگیدیم .در مجله هفتگی فردوسی جوانی با نام سیروس الوند گزارش سینمایی می نوشت مدتی با بچه‌های ما کار می کرد ولی وقتی اختلاف پیدا کرد هر هفته علیه ما مطلب تندی در فردوسی می نوشت من به دیگر اعضای هیئت موسس پیشنهاد دادم جوابشان را بدهیم تا تصور نکند از مقابله میهراسیم ، اما بقیه همکاران نظر میدادند که بهتر است پا روی دمشان نگذاریم اما من جوابی نوشتم وبرای فردوسی فرستادم که فقط ژیلا موافق عکس العمل ما بود همکاران دیگر ما وقتی دانستند که من وژیلا میخواهیم نمایش فیلمهایی که نویسنده فردوسی به آنها ناسزا گفته تکرار کنیم از حضور در جلسه‌ای که شکل اعتراض داشت بهر بهانه‌ای بود طفره رفتند تنها ژیلا بود که همراه من ماند تا ما آن جلسه که خیلی هم مو فق بودرا برگذار کنیم .

ژِیلا دختری آزاد وآزاده ومردم گرا بود ، خانواده ژیلا هم خانواده‌ای امروزی بودند و غیر مذهبی، ژیلا در مدرسه تلویزیون وسینما رشته کارگردانی راانتخاب کرد، فیلم مستند مدرسه‌ای ی ژیلا با عنوان بازار مسگر‌ها کاری اجتماعی بود که نشان از حساسیت او نسبت به مسایل اجتماعی داشت سینمای آزاد وفتی شکل گرفت بخشی از فعالیت‌های سینمای آزاد در جنوب تهران متمرکز بود او همیشه پیشقدم بود تا دراین بخش از فعالیت‌ها سهیم باشد. کار دیگر ژیلا که پایان نامه تحصیلی‌اش در مدرسه سینما وتلویزیون بود یک کار نو ومتفاوت بود ایده را از فیلمهای کلاسیک زمان صامت گرفته بود به نوعی از سینمای زمان صامت با ستایش یاد کرده بود ونمایشش در چند جلسه سینمای آزاد خیلی موفق بود.

دو سه سالی از فعالیت ما نگذشته بود که ژیلا به فرانسه رفت تا تحصیلاتش را در رشته سینما ادامه بدهد، او در داشگاه اوت اتور پاریس در رشته جامعه شناسی سینما تحصیلاتش را تمام کرد. با شناختی که از تفکر ژیلا داشتم نزدیک شدن او به کنفدراسیون دانشجویی که آن سالها فعال بود یک انتخاب دور از ذهن نبود. ژیلا ،همسرش را هم از میان همان دوستان کنفدراسیونی انتخاب کرد.محمود بزرگمهر از اعضای شناخته شده کنفدراسیون شریک زندگیش نیز شد. من در سفری به پاریس به دعوت ژیلا شبی را میهمان آنها بودم محمود فقط یک فعال سیاسی نبود او به سینما، وموسیقی علافه داشت وعکاس هم بود همین خصوصیات هم شاید باعث نزدیک شدن بیشتر ژیلا به او شد. اما انقلاب ایران به و قوع پیوست ژیلا ومحمود هم با کلی امید وآرزو به مانند اکثر اعضای کنفدراسیون دانشجویی به ایران برگشتند در این اندیشه بودند که سرزمین رها شده از استبداد را بسازند . ماجرای بازگشت اعضای کنفدراسیون به ایران وسرنوشت احزاب مخالف شاه خود مسئله است که باید جداگانه بررسی شود این مسئله مهم از محدوده ی اطلاعات من فراتر است. اما تا آنجا که به من گفته اند وقتی ج. اسلامی شروع به قلع وقمع گروه‌های چپ می کند،محمود وژیلا را هم دستگیر می کنند آنها فرزند خردسالی( مینا اسم دختر ژیلا ومحمود است) داشتندکه با ژیلا در زندان بود .محمود را خیلی سریع تیر باران می کنند. ژیلا هم سرنوشتی چون همسرش را انتظار می کشید. ج. اسلامی می پذیرد که داریوش مهرجویی که در تبعید بود وقصد داشت کارگردان فیلمی با فیلمنامه ی ساعدی باشد به داخل برگردانده شود ودر عوض آنها ژیلا را آزاد کنند. بله ژیلا به ظاهر آزاد شد ،اودر زندان چه کشیده بود ؟آیا آنها که همسرش را با شقاوت تیرباران کرده بودند با او در زندان چگونه رفتار کردند؟ ژیلای خسته ، ژیلای ناامید ، ژیلایی که همه آرزو‌هایش بر باد رفته بود، ژیلایی که مدام تحقیر شده بود ، ژیلایی که همسرش را جلوی چشمانش تیر باران کرده بودند، دیگر چه داشت؟ بله جسمش را به زندان بزرگتر به اسم ایران منتقل کرده بودند.او حتا در حد دیگر زنان اسیر داخل حق نداشت چرا که مهر مخالفت با نظام مقدس بر پیشانی‌اش حک شده بود، من دیگر ژیلا را ندیدم که هیچ تماسی هم با او نداشتم گاهی از بچه‌های سینمای آزاد داخل خبری از او میگرفتم .او طراح صحنه شده بود ،طراحی صحنه هم کار ی در سینماست که مهم هم هست اما ژیلا فیلمساز بود برای فیلمسازی هم مایه و توان داشت .حد س من این است که او ممنوع الشغل اعلام نشده بود، گزارش بی‌بی سی اضافه می کند او سناریو هم می نوشت وکتاب هم ترجمه می کرد . این سناریو‌ها نام نداشت ؟چه فیلم هایی در جمهوری اسلامی ساخته شده که ژِیلا سناریو نویسش بود؟ کتاب‌ها چی؟ چه کتاب هایی با ترجمه ی ژیلا چاپ ومنتشر شد؟ تمام این مسایل در گزارش‌های چند خطی بی‌بی سی وچند سایت دیگر در پرده ابهام است پس می شودحدس زد که او فقط مجاز بوده طراحی صحنه بکند ویا دستیار و منشی صحنه باشد. یک انسان مگر چقدر تحمل رنج ،توهین و تحقیر را دارد. آنها که ژیلا را از قبل می شناختند میدانند که او دختر شوخ طبع و همیشه خندانی بود اما ژیلا با بار سنگین درد وغمی که سالها بر قلب حساسش سنگینی می کرد چقدر دوام می آورد؟ ژیلا‌های بسیار ی در زندان‌های جمهوری اسلامی زندگی و آینده‌شان تباه شد، ژیلا مهرجویی یار وهمراه ما ویکی از بنیان گذاران جنبش سینمای آزاد یکی از آن ژیلا‌ها بود، ژیلامهرجویی را ج. اسلامی کشته بود!!

بصیر نصیبی سوم دسامبر ۲۰۱۳ زاربروکن / آلمان


* داریوش مهرجویی در مجلس یاد بودژیلا در گذشت ناگهانی او را بعد از عمل فلب به آلودگی هوای تهران پیوند زد مسئله‌ای که باید مقامات ج.ا را مجبور به پیگیری آن کرد. و گرنه برای ج. اسلامی جان انسانها کوچکترین ارزشی ندارد.آقای مهرجویی خود این واقعیت را بهتر هر کس میداند داریوش اضافه می کند این هوای آلوده دارد روزانه ده‌ها قربانی می گیرد…


Monday, December 2, 2013

Iran: Petrochemie-Arbeiter streiken in Bandar Imam Chomeini



Die Arbeiter der Petrochemie-Fabrik Chorasmi in Bandar Imam Chomeini streiken seit Sonntag, dem 1. Dezember 2013, weil sie die vor einem Monat vereinbarte Lohnerhöhung von 32% immer noch nicht erhalten haben. Am Montag haben sich ihnen die Arbeiter der Petrochemie-Fabrik Basbaran in derselben Stadt angeschlossen. Auch sie fordern eine Lohnerhöhung. Angesichts der Inflation werden sich die Arbeiter diesmal nicht mit 32% zufrieden geben.


Bookmark speichern oder einem Freund mailen


Facebook

Twitter

studiVZ meinVZ schülerVZ

del.icio.us

email




_____ http://j.mp/Please-Support-Me-by-Click-HERE

Iran: Studenten verhandeln mit Delegation aus dem Hochschulministerium

Aufgrund diverser Beschwerden und Proteste erschien am Samstag, den 30. November 2013, eine Delegation unter der Leitung des iranischen Hochschulministers in der „Internationalen Imam-Chomeini-Universität“ in Qaswin, um Vorwürfe gegen den Hochschulrektor Ale Buye zu untersuchen. Die Delegation wollte die Lage an der Hochschule und die vorgeworfenen Gesetzesverstöße näher untersuchen. Zu ihrem Empfang hatten sich Studenten und Lehrende im Hof der Universität versammelt und den Sitzstreik erklärt. Die Delegation sandte einen Vertreter zu ihnen und sagte zu, sich die Beschwerden der Studierenden anzuhören, und sei es bis in die Nacht. Die Studenten zeigten sich ihrerseits zu Gesprächen bereit, allerdings unter einer Bedingung: Die Sicherheitsorgane hätten bei diesen Gesprächen nichts verloren. Diese Bedingung wurde von der Delegation des Hochschulministers akzeptiert, und so gingen die Gespräche bis um 21 Uhr. Die Studenten überreichten bei dieser Gelegenheit auch eine Petition mit rund 1000 Unterschriften, in der die Absetzung des Hochschulrektors gefordert wurde.

Das Besondere in diesem Fall ist, dass die staatliche Delegation eingewilligt hat, die Sicherheitskräfte aus den Gesprächen auszuschließen. Damit konnten nicht die üblichen Bassidschis und Co. die Mikrophone und die Kontrolle über die Gespräche an sich reißen, denn deren Gesichter sind unter den Studenten bekannt. Wären sie aufgetaucht, hätte man sie ausgeschlossen.

Man darf annehmen, dass die Rache der bewaffneten Organe auf den Fuß folgt.


Bookmark speichern oder einem Freund mailen


Facebook

Twitter

studiVZ meinVZ schülerVZ

del.icio.us

email




_____ http://j.mp/Please-Support-Me-by-Click-HERE

ناوی پیلای بشار اسد را به همکاری در جنایت علیه بشریت متهم کرد

navi ناوی پیلای بشار اسد را به همکاری در جنایت علیه بشریت متهم کرد

حسن روحانی مخالفان اسد را خطرناکترین تروریست‌ها نامید: روز گذشته ۱۰ آذر ۱۳۹۲ حسن روحانی، در دیدار با وائل الحلقی، نخست وزیر رژیم سوریه که در رأس هیئتی جمعه شب وارد تهران شد، مقاومت رژیم دمشق را در مقابل فشارهای داخلی و خارجی ستود و بار دیگر مخالفان رژیم دمشق را تروریست خواند و گفت : “خطرناکترین تروریست‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای امروز در سوریه اجتماع کرده اند.”



ناوی پیلای، کمیسر حقوق بشر سازمان ملل، برای اولین بار مستقیما بشار اسد، رئیس جمهور سوریه را به همکاری در جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت متهم کرده است.


به گفته خانم پیلای، کمیسیون تحقیق سازمان ملل پس ازبررسی و تحقیق درباره اوضاع ۱۸ ماه گذشته سوریه به شواهدی دست یافته که نشان می دهد مسئولیت جنایات جنگی اعمال شده در آن کشور برعهده مقامات عالیرتبه دولت از جمله رئیس جمهور است.


به گفته خانم پیلای، نقض حقوق بشر در سوریه توسط همه جناح ها صورت گرفته، اما دولت در مقیاسی وسیع تر مبادرت به این امر کرده است.


کمیسر حقوق بشر سازمان ملل همچنین گفته است که کمیسیون تحقیق سازمان ملل فهرستی از کسانی که معتقد است مستقیما مرتکب جنایت علیه بشریت شده اند، ارائه کرده است.


به گفته خبرنگار بی بی سی، تصور می شود که اسامی شخصیت های ارشد نظامی و دولتی سوریه در این فهرست باشند.


بهرحال با توجه به احتمال محاکمه آنها توسط دیوان بین المللی کیفری، اسامی و شواهد مربوط به این افراد به صورت سری باقی خواهد ماند.


خانم پیلای پیشتر از شورای امنیت سازمان ملل خواسته بود که مسئله سوریه را به دیوان بین المللی کیفری ارجاع دهد.


بر اساس برآوردهای سازمان ملل بیش از یکصد هزار نفر در جریان درگیری ها در سوریه کشته شده اند.


به گزارش نشریات آمریکایی از جمله نیویورک تایمز و وال استریت جورنال، حکومت اسلامی ایران از آغاز بحران و جنگ داخلی سوریه دست کم بیست میلیارد دلار انواع کمک های مالی، اقتصادی و لجستیکی را در اختیار رژیم بشار اسد قرار داده است و چنین کمک هایی برای حکومت ایران که به دلیل تحریم های بین المللی خود در تنگنا به سر می برد فشار و تنگنایی مضاعف است، به طوری که از نظر ناظران از جمله دلایل خودداری قدرت های غربی از پایان دادن به جنگ داخلی سوریه تضعیف بیشتر حکومت اسلامی ایران در نتیجۀ ادامۀ همین جنگ است.


Ahwas (Iran): Protest gegen Luftverschmutzung und Wasserentnahme

Am Donnerstag, den 28. November 2013, hat in der iranischen Stadt Ahwas zum fünften Mal ein Protest gegen die Luftverschmutzung und gegen die Entnahme von Wasser aus dem Karun-Fluss stattgefunden. Aus dem Karun-Fluss wird in so großem Ausmaß Wasser in andere Gegenden abgeleitet, dass das verbleibende Wasser für die Landwirte der Region nicht mehr ausreicht. Die Mehrheit der Bevölkerung in der Region Ahwas gehört der arabischen Volksgruppe an.


Bookmark speichern oder einem Freund mailen


Facebook

Twitter

studiVZ meinVZ schülerVZ

del.icio.us

email




_____ http://j.mp/Please-Support-Me-by-Click-HERE

Iran: Pfui – die Regierung auf Facebook

Der Pasdar-General Esmail Ahmadi-Moqaddam, der oberste Polizeichef des Irans, hat am Montag, den 2. Dezember 2013, die iranische Regierung dafür kritisiert, dass sie auf Facebook vertreten ist.

Er sagte wörtlich: „Dieses Vorgehen, dass ein Teil der Verantwortlichen heimlich, still und leise beginnen, die rote Linie zu überqueren und in (Internet)Räume gehen, deren Nutzung für die Bürger verboten ist, ist keine gute Sache. Alle müssen in diesem Gebiet (die Gesetze) einhalten.“

Er kritisierte namentlich den Außenminister Mohammad Dschawad Sarif, den Erdölminister Bischan Sangane und den ersten Stellvertreter des Staatspräsidenten Eshaq Dschahangiri, die alle auf Facebook aktiv seien. Auch eine Reihe von Parlamentsabgeordneten seien bei Facebook Mitglied, so Mohammadresa Ba-Honar, der stellvertretende Parlamentsvorsitzende.

Selbst der Religiöse Führer wird mit Kritik nicht verschont, den auch sein Sekretariat sei bei Facebook und Twitter aktiv.

Die selbstbewusste Kritik des Generals zeigt deutlich, wer im Iran wirklich das Sagen hat. Nicht die Regierung, nicht das Parlament, und auch nicht mehr der Religiöse Führer. Entscheidend sind heute die bewaffneten Organe.

Quelle: Webseite der Nachrichtenagentur ISNA


http://www.isna.ir/fa/news/92091107725/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1


Bookmark speichern oder einem Freund mailen


Facebook

Twitter

studiVZ meinVZ schülerVZ

del.icio.us

email




_____ http://j.mp/Please-Support-Me-by-Click-HERE